ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

27

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

مورد آن اموال عمل فرموده رفتار مىكنم . بدين ترتيب ابو بكر هيچ چيزى از آن اموال را به فاطمه ( س ) برنگرداند . ازاين‌رو فاطمه ( س ) در برابر وى موضع گرفت ، با او قهر كرد و سخن نگفت و تنها شش ماه پس از پيامبر خدا ( ص ) زندگى كرد . هنگامى كه فاطمه از دنيا رفت ، همسرش على - كه رضوان الاهى بر آن دو باد - شبانه بر وى نماز گزارد و او را دفن كرد و ابو بكر را مطلع نساخت . 8 . تا فاطمه ( س ) زنده بود گروهى از بزرگان با على ( ع ) همراه بودند . اما پس از وفات آن حضرت ، على ( ع ) از آنان روى برتابيد و با اينكه در اين مدت برخيزند . ازاين‌رو ، براى ابو بكر چنين پيام فرستاد : « به نزد ما بيا ولى شخص ديگرى را همراه خود نياور ! » زيرا على ( ع ) حضور عمر بن خطاب را خوش نمىداشت . [ هنگامى كه اين پيام به ابو بكر رسيد ] عمر به وى رو كرده و گفت : « تو را به خدا سوگند مىدهم كه تنها نزد آنان نروى . » ابو بكر پرسيد : « مگر چه كارى ممكن است انجام دهند ؟ سوگند به خدا خود به نزد آنان خواهم شتافت . » ازاين‌رو به تنهايى نزد آنان رفت . در اين هنگام على ( ع ) شهادتين بر زبان آورد و اظهار داشت : « اى ابو بكر ! ما از برترى تو و آنچه خدا به تو عنايت فرموده آگاهيم و نسبت به هيچ فضيلتى كه خدا به تو ارزانى داشته حسد نورزيده‌ايم ؛ ولى تو در امر خلافت ، نسبت به ما خودرأيى كردى در حالىكه ما به‌خاطر خويشاوندى با رسول خدا ( ص ) خلافت را از آن خود مىدانستيم . » على ( ع ) همچنان با ابو بكر سخن مىگفت تا اينكه اشك از چشمان ابو بكر سرازير شد . هنگامى كه ابو بكر در مقام پاسخ برآمد گفت : « سوگند به خدايى كه جان من به دست اوست ، پيوند خويشاوندى پيامبر خدا ( ص ) در نزد من محبوب‌تر از آن است كه به امور خويشاوندى خود رسيدگى كنم ؛ ولى نسبت به اختلافى كه ميان من و شما در اين اموال روى داد ، من از حق تجاوز نكردم و دربارهء آن اموال هر كارى را كه پيامبر خدا ( ص ) انجام داده بود من هم انجام دادم . » در اين هنگام على ( ع ) اظهار داشت كه وعدهء